داستان یک لوح تقدیر

inApril 26, 2019

به نام خدا

سلام
همیشه هر اتفاقی تو زندگیمون یک تلنگری داره که تغییر میده زندگی آدم رو.
داستان من هم از اینجا شروع شد یادش بخیر درس بانکداری داخلی ۱ با بهترین استاد زندگیم استاد وحید ببردل، روند تدریس ایشون به روز بود که همیشه تو فکرم بود چرا استادی پیدا نمیشه جوری درس بده به دل بشینه اصالا قرار نیس درس بده قراره استعداد شاگردشو شکوفا کنه که واقعا شیوه و تدریس ایشون همین شکل بود خدا انشاالله هرجا هستند موفق و سرفراز نگهشون داره.
خلاصه موضوع رو هم خودمون برحسب علاقه انتخاب کردیم و ایشون چکش کاریش میکردن و نهایتا موضوع پخته رو مطرح میکردن. موضوع من در مورد نقش خدمات الکترونیکی در بانک بود و چقدر تو جذب مشتری تاثیرگذاره…
شروع کردم دیدم که چگونه من این کار رو که بهم محول شده رو تموم کنم…
تا لحظه ارائه موضوع تو کلاس توسط خودمون سخت در حال تلاش بودم… یه روزی تو همین گشت و گذار تو سایتهای بانک های خارجی و خدماتشون و همینطور تو خدمات سخت افزاری و نرم افزاری که واسه خاطر سهولت و راحتی مشتریان ابداع شده جستجو میکردم… یهویی به ذهمم رسید که حالا این همه خدمات ارائه شده آیا ضعف امنیتی دارند؟؟
گفتم چرا نَرَم در این مورد هم بررسی کنم. به خودم گفتم چرا اصلا نرم اپ همراه بانک اون هم بانک ملی ایران رو بررسی نکنم؟ دلیلشم این بود اینجا حساب بانکی داشتم…
یکمی تو اندروید سررشته دارم حداقل استفاده کنم شد که تو تحقیقم میارم، نشد هم خوب به هرحال راهی رو رفتم نتیجه نداد مشکلی نیس، خیلی بهتر از اینکه که ته دلم حسرت انجام اون کار تو دلم بمونه…
شروع کردم به دکامپایل کردن این اپ همراه بانک… خیلی چیزا به ذهنم اومد خیلی ضعفا به چشمم خورد و حتی دنبال راه حلاشم بودم و پیدا کردم.. خلاصه یکی از چند مشکل یا ضعف امنیتی همراه بانک ملی رو در اسلاید بیان کردم و سرکلاس مطرح شد…
ارائه خوبی بود چون دیدم استاد راضی بود خیلی خوشحال شدم… چون هیچی لذت بخش تر از این نیست که استاد کاری رو بهت سپرده و سرانجام اون کار راضی کننده باشه…مدیون چنین استاد مهربانی هستم.
گذشت، یک استاد بسیار محترم و عزیز دیگری داشتیم به نام جناب آقای علیرضا رحیمی مقدم که وظیفه تدریس درس بانکداری خارجی رو داشتن و ایشون رئیس بخش ارزی بانک ملی ایران شعبه مرکزی استان قم بودند بسیار استاد مهربان و متشخصی بودند نمیدونم چجور شد که با ایشون این موضوع رو مطرح کردم  که تحقیقی در کلاس بانکداری داخلی ۱ ارائه دادم و ضعف اپ همراه بانک ملی ایران هم مطرح شده بود فقط این رو میدونم ایشون بسیار استقبال کردن و حتی موضوع رو با مسئولین مربوطه در بانک ملی ایران مطرح کردند و در نهایت اینکه آنها پیگیر قضیه شدند. خوشبختانه ضعف رو قبول کردند ولی من تنها یک ضعف رو مطرح کرده بودم و باقی رو نگفتم و حتی پیشنهادات خودم رو که خیلی فکر شده بود رو هم نگفتم و گذاشته بودم برای زمانی که ازم درخواست بشه که برم توضیح بدم ولی جالب اینجا بود که نشد.
هدف من تنها برای این بود که بتونم اگر مشکلی هست رو اطلاع بدم و درصدد بهبود و ارتقاء خدمات در کنار امنیت باشه حتی در مقاله ای که برای درس پژوهش که کلا در مورد روند نوشتن مقاله است که در پایان یک مقاله از آب درمیاد توضیح دادم، این درس رو هم با استاد مهربان جناب اقای دکتر نظرپور  گذراندم و جا داره که از زحمات ایشون تشکر کنم چرا که به راحتی نوشتن یک مقاله رو یاد گرفتیم.
سخن آخرم اینه کاش مسئولین مربوطه به فکر بودند و تنها به لوح تقدیر بسنده نمیکردند… کاش مثل همون استادی که با شیوه مدرن تدریسش استعداد دانشجو رو شکوفا کرد، می بودن.
اصلا کاش همیشه همه تو ذهنمون این رو منگنه کنیم که سعی کنیم به دنبال پیشرفت باشیم به فکر آینده کشور و سرافرازی کشور باشیم. خودمونو فقط نبینیمو گذشته رو چال کنیم و سعی کنیم علاقمند شیم به پیشرفت نه به مادیات و کشتن زمان گران بهای زندگیمون.
در آخر از اساتید عزیز سپاس گزارم.
از جناب آقای نصر اصفهانی از اداره کل امنیت و توسعه سیستمها بابت ارسال لوح تقدیر تشکر میکنم…
باتشکر
مهدی دیمیادی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *